Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
نیمه شب سیزدهم  چاپ
تاریخ : دوشنبه 27 اسفند ماه سال 1386

 

 یوسف ! دیوونه ...حواست هست؟؟؟ بهاری که میاد سومین هست ...۸۵ ...۸۶...۸۷...ما هنوز با همیم . هیجان انگیز نیست ؟ نیست نفس من؟؟؟؟

 

همه می ترسند همه می ترسند،اما من و تو

به چراغ و آب و آینه پیوستیم و نترسیدیم

سخن از پیوندِ سستِ دو نام و هماغوشی در اوراق کهنهء یک دفتر نیست

سخن از گیسوی خوشبخت من است با شقایقهای سوختهء بوسهء تو

و صمیمیتِ تن هامان،در طرّاری

و درخشیدن عریانیمان مثل فلس ماهیها در آب

سخن از زندگیِ نقره ایِ آوازی است که،سحرگاهان فوارهء کوچک می خواند

                                                                                       فروغ فرخزاد

 

نیمه شب دوازدهم  چاپ
تاریخ : یکشنبه 26 اسفند ماه سال 1386

 

می دونی یوسف گاهی فکر می کنم تو راست می گفتی احمق ها باید آزادی عمل داشته باشند بلکه زودتر به خط پایان برسند.

 

 مساله این بود 

ج اک ش ها یا ج اک ش تر ها؟

 

الف / ج اک ش ها

ب / ج اک ش ترها

ج/ ج اک ش ها و ج اک ش تر ها در کنار هم

د / هیچ کدام

 

گزینه صحیح : د  

پاسخ صحیح : عرعر

 

نیمه شب یازدهم  چاپ
تاریخ : شنبه 25 اسفند ماه سال 1386

 

یوسف ! من خیلی دوستت دارم! چه بی انصاف بودم وقتی گفتم هیچ هدیه ای برای من در راه نیست . من دو سال پیش بسته ای دریافت کردم که روش نوشته شده بود فقط برای برف دونه . کسی روزهای خوب با هم بودنمونو برام هدیه فرستاده بود . یوسف ! من نمیتونم بمیرم چون عاشق تو هستم و هیچ کس رو با یه عشق زمینی به آسمون راه نمیدن.

آسمان

زمین

هوا

نور

وعشقی که در چشمان تو پیداست

مرا به زندگی وا می دارند

من هر آنچه دارم

از زمین تا آسمان

با تو قسمت می کنم

حتی قلبم را

وهرآنچه که هست

در حضور تو فزونی می یابد

من چیزی از دست نمی دهم

خیلی چیزها بدست می آورم

حتی قلب تو را

که فکر می کنی تسخیر نشدنی است

من با عشقم آسمان ها را هم فتح می کنم

من دیگر آسمانی ام . . . 
                                     بر گرفته از http://omidezendegani.blogspot.com

 

می خندی ایا اگه بهت بگم امروز غروب  یه دست لباس مهمونی( مهمونی نه ها! مهمونی) ارغوانی خریدم ؟

 یوسف ! ایا هرگز شبی از شبها من و تو پیدایش و بقای یک نسل رو عاشقی خواهیم کرد؟

 

   1      2      3      4      5    >>